قرینه است ،
این درخت ُ آن درخت ،
بر آبی بی انتهای بالاتر !
تنها جای تو خالی ست ،
سبزه قبای خواب ُ خیال ِ من !
و دوباره خش خش ِ گربه ی یاد ِ تو
که به حیاط ِ دلم برگشته است !
می نشینم
و در جمعیت نیمه روشن ِ آن سوی پنجره
در ایستگاه دنبال کسی شبیه ِ تو می گردم . . .
و خوب می دانم که کسی کـَس نمی شود
زیرا هیچ انسانی قادر به ادامه انسانی دیگر نیست !

+ نوشته شده در دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۹:۴۱ ق.ظ توسط اناهیتا
|


خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان ،اما به قدر فهم تو کوچک می شود،به قدر نیاز تو فرود می آید، به قدر آرزوی تو گسترده است و به قدر ایمان تو کارگشاست