شنیده ام خانه ات میان هفت آسمان است
با پرده هایی از حریر سبز
و سقفی پر از ستاره،
در حیاط خانه تو یاسی قد کشیده و پر شکوفه است
که نوری از شکوفه اش
باغی از روشنی را شرمنده می کند.
خانه ی تو
هفت در استجابت دارد که در کنار هر کدام،
فرشته ای ایستاده است
و من شنیده ام هر کس تو را صدا بزند،
هفت در به رویش باز می شود.
حیف،
حیف که نردبان خانه مان تا سایه ی خانه ات نمی رسد،
من هم که پر پرواز ندارم.
راستی
خدای بی همتا و مهربانم
چگونه مهمان خانه ات بشوم!؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه ۲ دی ۱۳۹۱ ساعت ۶:۷ ب.ظ توسط اناهیتا
|

خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان ،اما به قدر فهم تو کوچک می شود،به قدر نیاز تو فرود می آید، به قدر آرزوی تو گسترده است و به قدر ایمان تو کارگشاست