شنیده ام خانه ات میان هفت آسمان است

با پرده هایی از حریر سبز

و سقفی پر از ستاره،

در حیاط خانه تو یاسی قد کشیده و پر شکوفه است

که نوری از شکوفه اش

 باغی از روشنی را شرمنده می کند.

خانه ی تو

هفت در استجابت دارد که در کنار هر کدام،

فرشته ای ایستاده است

و من شنیده ام هر کس تو را صدا بزند،

هفت در به رویش باز می شود.

حیف،

حیف که نردبان خانه مان تا سایه ی خانه ات نمی رسد،

من هم که پر پرواز ندارم.

راستی

خدای بی همتا و مهربانم

چگونه مهمان خانه ات بشوم!؟؟؟